پارسال بودی و امسال...

پارسال بود، کمی اینور آنورش فرق نمیکند! پار سال بود

آهسته می آمدی و من یک دل سیر خیره! که کیست این مرد!

دور روز بیشتر نشد!

چهار نماز!

الله اکبر!

و چه سوزی داشت، حمدت و چه سوزناکتر قنوتت، کاش امسال هم می بودی!

تا یک دل سیر...

روحت شاد! برای دلم فاتحه ای بخوان!

/ 6 نظر / 10 بازدید
فقیر

هندوی علی شدن حسابی دارد هر مسئله ای در آن جوابی دارد فرزند پدر شدن عذابی دارد هر جا خاک است آتش و آبی دارد سلام عیدت مبارک یه چی بگم بگی نگو هم میگم چیه چه خبرته چرا انقدر فضات بوی غم میده انگار پائیز زردیشو خستگیشو ریخته تو دستات مثل خاک مرده اینجا پاشیدن هر بار میام دلم میگیره بلند شو درویش مصطفی میگفت:تنها خانه ای که اگر بلرزد محکم تر میشود دل است باید چلاندش...حدس میزنم دلت لرزیده اما چرا درجا زدی(البت اینا همش بویی که من شنیدم اینجا همین الان بخند بلند به همه لحظه های زیبایی که خدا به تو فقط به تو نگاه میکنه...بگذریم

لیلی

واااااااااااااااااااااااای[تعجب] چی دارم میبینم؟؟ یعنی شما مطلب نوشتید؟؟ بابا ما که از بس رفتیم و آمدیم دستمان از پا درازتر شد... اینان مردان خدا بودند و ما.... راستی برم سری هم به آنجا بزنم.

شباهنگ

بنام او درد هایمان را میریزیم میان یک مشت کوزه های گلی و میسپاریم بدست دریا ببرد شاید لحظه ای بی درد باشیم درود بر دوست گرامی تاخیرم را ببخشید عیدتان مبارک زیر سایه مولا سربلند بمانید روح بزرگ این بنده خوب خدا روهم یاد کردید ان شالله دراین فضا حاضر باشد و به تبرکش دل به روشنایی بسپاریم خوشحالم مینویسید بازهم از او بنویسید او تمامی ندارد بهانه هم نمیخواهد سر کیسه عشق را شل تر کنید بگذارید همه از وجودش رونق بگیرند

رضوان مرادی

دلی که حرم او باشد باید آئینه کاری باشد نه آن که گچ گرفته شود... آینه ها را پیدا کن...[عینک]