تو از شکار من میای

تو از شکار من میای
شکار مردی که میخواست

عاشق تو باشه و بس
شکار عاشقی که تو


روحش و بستی تو حصار
قفل زدی روی قفس

همینه حرف واپسین
همینه حرف آخرم

رو سنگ گورم بنویس
مردی که گفت دوست دارم

تو از شکار من میای

 شکار مردی که میخواست

پای تو پرپر بزنه
جون بده و پس نگیره

توی قمار داشتنت
به سیم آخر بزنه

شکسته تیر من به تو
نشسته تیر تو به من

زدیم به زانو و شدی
فاتح جنگ تن به تن

نعش من و با یه طناب
بکش رو خاک ادعا

بگو آهای مردم شهر
اینم قلندر شما

همینه حرف واپسین
همینه حرف آخرم

رو سنگ گورم بنویس
مردی که گفت دوست دارم

تو از شکار من میای

 شکار مردی که میخواست

پای تو پرپر بزنه
جون بده و پس نگیره

توی قمار داشتنت
به سیم آخر بزنه

 

حالا نوبت گوشهاست که بشنوند!

/ 1 نظر / 75 بازدید