دراین وادی که هیچ آتشکده ای نیست

خاکستر نگاهت هم می سوزاند

بت دلم را...

همین

/ 7 نظر / 15 بازدید
شباهنگ

بنام او درودددد شعریتان سرچشمه س نابی دارد به شوق قدم براین محضر میگذارم قلم را به رقص دراورید بیش از این باید این سماع را

همقطاری

سلام کم پیش میاد یه متن اینقدر تاثیر گذار باشه.. آرام من آرام باش! اینجا دلی برای دلت تنگ است... اینجا تمام چشمها خوابند اینجا نه آتشی است نه خاکستر اینجا دلی برای دلی سنگ است... یا علی فعلا

علی

یادش بخیر...من او روزگاری داشتم باهاش. لینک شدی اخوی...برای دلم.

بارونی

شوکه شدم دیدیم نوشتید! خیلی دلنشین بود[گل]

امین مجد

آهنگ این جا و عنوان بلاگتون و نوشته هاتون من رو یاد خودم میندازه...نکنه شما من هستید؟!!!

بهرام مژدهی

سلام دوست عزیز باچند رباعی به روزم

رضوان مرادی

قشنگ بود... خوب راحتید واسه خودتون... هر چند ماهی هوسی و قلمی!!!... بیچاره من او! که چشمش مانده به دست های دل شما!